رفت و دیگر نه بر قفاش نگاه
دلی از ما ولی خراب ببرد
خبر درگذشت پرویز مشکاتیان را در بهت و اندوهی سخت شنیدم. هنوز باور ندارم که ما را تنها گذاشته است. پرویز مشکاتیان برای روزگار ما نغمههای بسیار پرداخت و یاد آن سالها را با هنر خود در حافظه ما ثبت کرد.
موسیقی او در فراز و نشیب روزگار همراه ما بود، با محنت ما گریست، با شادیهای ما شادی و با شور و امید ما همدلی کرد. در آثار او صدای قلبی را میتوان شنید که برای وطن و آزادی میتپد. کمتر هنرمندی را توان آن است که رنجها و آرزوهای مردمش را در هنر خویش بازتاباند و ترجمهی صادق و راستین زمانه خود باشد.
پرویز یکی از این اندکشماران است، موسیقیدانی که ذوق تصنیفسازیش، مهارت گروهنوازیش، لطافت شاعرانهاش و تعهدش به آرمانهای مردم، خاطره او را در هنر ایران زمین ماندگار خواهد ساخت. من مرگ هنرمندی چنین را باور ندارم.
پرویز مشکاتیان در قلب و ذهن ما زنده است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 19:51  توسط
|
شاهين فرهت، موسيقيدان درباره نقش انتشار كتاب در ماندگاري مشكاتيان گفت: نوشتن و منتشر كردن كتاب دليل ماندگاري نيست، چهبسا نوازندگان معروفي كه همدوره بتهوون بودند و آثارشان را هم منتشر كردند؛ ولي اكنون در تاريخ تنها نامي از آنها باقي مانده است._
شاهين فرهت موسيقيدان و مدرس دانشگاه در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، درباره پرويز مشكاتيان، آهنگساز و سنتورنواز پيشكسوت كه صبح 30 شهريور در سن 54 سالگي بر اثر ايست قلبي درگذشت، گفت: مشكاتيان را از دو جنبه نوازندگي و تصنيفسازي ميتوان مورد مطالعه قرار داد؛ البته از نظر من جنبه نوازندگي در ايشان برجستهتر و مهمتر است.
وي ادامه داد: بعد از مرحوم ورزنده، پرويز مشكاتيان يكي از بزرگترين نوازندگان سنتور در ايران است. البته آقايان پايور و صارمي نيز سنتورنوازان برجستهاي هستند؛ ولي تكنيك مشكاتيان، تكنيكي بسيار روان بود. از نظر من اصل و پايه موسيقي ايراني بر بداههنوازي استوار است و مهم اين است كه نوازنده بتواند در عين نواختن نتهاي مشخص، وارياسونها و موتيفهاي تازه و منحصربهفرد را بهصورت بداهه ايجاد كند. يك نوازنده زماني متبحر خواهد بود كه ذهني باز داشته باشد و بتواند موتيفهاي متفاوت خلق كند. مرحوم مشكاتيان با تمام اين تواناييها، در عين حال داراي شخصيت و سبك خاص در نوازندگي بود كه تنها از ملوديهاي جوشان چنين نوازندهاي برميآيد.
فرهت همچنين در مورد تصنيفسازي مشكاتيان اظهار داشت: تصنيفسازي مشكاتيان در دوره معاصر براي خود منحصربهفرد است؛ بهويژه كه در وقتي يك هنرمند برجسته از دنيا ميرود، جانشيني نخواهد داشت و پرويز مشكاتيان جانشين ندارد
اين دوران تصنيفسازي تقريبا از بين رفته است. وقتي يك هنرمند برجسته از دنيا ميرود، جانشيني نخواهد داشت و پرويز مشكاتيان جانشين ندارد حدود صدسال پيش عارف قزويني و شيدا اولين تصنيفسازان مهم بودهاند، بعد از آنها
تصنيفسازان برجستهاي چون مرتضيخان محجوبي، مهدي خالقي، كلنل وزيري و جواد معروفي را داشتهايم. در دوران معاصر نيز همايون خرم تصنيفساز و ملوديست قابل ملاحظهاي است و بين جوانترها (من مشكاتيان را جزء نسل جوان نوازندگان و آهنگسازان ميدانم) مشكاتيان در تصنيفسازي داراي يك فرم بداهه و در عين حال ملوديها و موتيفهاي بسيار ارزنده بود.
وي درباره نقش انتشار پارتيتورها و تصانيف بهصورت كتاب در ماندگاري مشكاتيان و ديگر موسيقيدانان گفت: او تصنيفسازي صاحبنام است ولي درباره ماندگاري، تاريخ قضاوت ميكند. نوشتن و منتشر كردن كتاب دليل ماندگاري نيست، چهبسا نوازندگان معروفي كه همدوره بتهوون بودند و آثارشان را هم منتشر كردند؛ ولي اكنون در تاريخ تنها نامي از آنها باقي مانده است. موسيقي زماني ماندگار خواهد بود كه تاريخ مصرف نداشته باشد؛ آنچنانكه يك اثر بديع از آثار موسيقي كلاسيك جهان هنوز هم ميتواند براي شنونده تازگي داشته باشد.
اين موسيقيدان درباره شناخت خود از مشكاتيان گفت: مشكاتيان كمپوزيتور اركسترال نبود، در سالهاي 56 و 57 كه ايشان در دانشگاه تحصيل ميكرد، من به عنوان استاديار وارد دانشكده هنرهاي زيبا شدم. مشكاتيان هارموني، فرم و آناليز را پيش من كار كرد و پس از آن گفت كه تمايلش بيشتر به موسيقي ايراني است. سنتور او بسيار مرا تحت تاثير قرار داد.
مشکاتیان تصنيفسازي صاحبنام است ولي درباره ماندگاري، تاريخ قضاوت ميكند. نوشتن و منتشر كردن كتاب دليل ماندگاري نيست
فرهت اضافه كرد: مشكاتيان يكي دو سال بعد از فارغالتحصيلياش فعاليت مشکاتیان تصنيفسازي صاحبنام است ولي درباره ماندگاري، تاريخ قضاوت ميكند. نوشتن و منتشر كردن كتاب دليل ماندگاري نيست چنداني نكرد؛ ولي پس از آن خيلي زود در محافل موسيقي به عنوان يك
موسيقيدان سنتي جدي و متعهد شناخته شد.
وي تاكيد كرد: نوازندگان و آهنگسازان بايد حمايت شوند، زيرا هنرمند داراي احساس خاصي است كه استقبال مردم بهشدت در آثارش موثر است. در مورد مشكاتيان مسئله بسيار مهم اين است كه او با جديت كار ميكرد و موسيقي را جدي ميگرفت.
فرهت در انتها گفت: وقتي يك هنرمند برجسته از دنيا ميرود، جانشيني نخواهد داشت و پرويز مشكاتيان جانشين ندارد.
پرویز مشکاتیان، موسیقیدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر موسیقی، دوشنبه 30 شهريور در سن ۵۴ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت. مشکاتیان، کتابهای فراوانی در زمینه سنتور و موسیقی ایرانی تالیف کرده که از میان آنها میتوان به آثاری چون: «بیداد: دونوازی سنتور»، «پیروزی: چهارگاه»، «گلآوا: قطعاتی برای سنتور» و «۲۰ قطعه برای سنتور» اشاره کرد.
شاهين فرهت، آهنگساز، تحصيلات دانشگاهیاش را در مقطع لیسانس در دانشگاه تهران به پایان رسانید. او تحصیلاتش را در مقطع «استادی آهنگسازی» (Master degree in composition) در دانشگاه نیویورک و در کلاس های آهنگساز مطرح آمریکایی «ازرا لدرمن» ادامه داد و در دانشگاه استراسبورگ فرانسه فارغالتحصیل شد. تز دکترای وي پیرامون آثار آهنگسازان ایرانی بوده است. شاهین فرهت مدرس دانشگاه و ريیس دپارتمان موسيقي دانشگاه تهران است.
کتابهایی چون «الهامات آسماني»، «بايد پردههاي ابهام را دريد»، «جايگاه موسيقي ايراني در جهان» و «درباره سمفوني پنجم چايكوفسكي» از آثار منتشرشده اين موسيقيدان هستند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 19:47  توسط
|
داود گنجهاي نوازنده، درباره سبك منحصربهفرد پرويز مشكاتيان و آثار آموزشي مكتوب وي گفت: «مشكاتيان مبدع بزرگي در تغييرات ريتم در سبك نوين موسيقي ايراني است و شيوه نوازندگي منحصربهفرد او نميتواند از طريق كتابهاي آموزشي و پژوهشياش بهطور كامل منتقل شود.»
گنجهاي نوازنده، آهنگساز، مدرس موسيقي ايراني و عضو شوراي عالي موسيقي در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) درباره پرويز مشكاتيان، آهنگساز و سنتورنواز پيشكسوت كه صبح 30 شهريور در سن 54 سالگي بر اثر ايست قلبي درگذشت، گفت: مرحوم مشكاتيان يك هنرمند خلاق، پر احساس و كمنظير بود. از زماني كه با او در دانشگاه تهران آشنا شدم، شاهد اين بودم كه خيلي سريع بين ما جا افتاد. چون بسيار باهوش بود.
وي ادامه داد: او از يك خانواده فرهنگي بود و پدر و مادرش اديب بودند. در مسافرتها و كنسرتهايي كه در داخل و خارج كشور داشتيم نيز، بسيار خوش درخشيد و جايگاه ويژهاي در مركز حفظ و اشاعه موسيقي نزد چهرههايي چون شجريان، مقدسيان و عليزاده پيدا كرد.
گنجهاي تصريح كرد: مرحوم مشكاتيان در آن دوران خيلي زود اوج گرفت و در مركز موسيقي و دانشگاه جزء خواص شد. او تكنيك را بسيار خوب ميدانست و از معدود سنتورنوازاني بود كه سنتور را دقيق و بهدرستي كوك ميكرد. او به قول جليل شهناز(نوازنده تار) ساز را نميزد؛ بلكه مينواخت.
وي همچنين به خدمات شايان مشكاتيان به فرهنگ اصيل موسيقي ايران اشاره كرد و آثار فاخر و ماندگاري از وي همچون اثر «چهارگاه» او با همراهي استاد شجريان، «خزان»، «نوا» و «صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن» را نام برد.
گنجهاي در ادامه توضيح داد: نود درصد آثار مشكاتيان بر خلاف ديگران كه معمولا يك يا دو اثر از آنان ماندگار ميشود، ماندگار هستند؛ بهويژه زماني كه با استاد شجريان و گروه كامكارها كار ميكردند. مرحوم مشكاتيان از هوش و حافظه بسيار بالايي برخوردار بود. هنرمند هميشه آثارش را از خداوند وام ميگيرد و عشق هرگز در دفتر نباشد.
وي همچنين درباره كتابهاي آموزشي مشكاتيان گفت: مشكاتيان مبدع بزرگي در تغييرات ريتم در سبك نوين موسيقي ايراني است و شيوه نوازندگي منحصربهفرد او نميتواند از طريق كتابهاي آموزشي و پژوهشياش به طور كامل منتقل شود و فقط شاگردان او ممكن است تا حدي به اين سبك آشنا شده باشند؛ ضمن اينكه هيچگاه نميتوان دانش موسيقي، بهويژه موسيقي شرقي را با خط نت به كسي انتقال داد و ايجاد رابطه معنايي و فلسفي با استاد است كه ميتواند روح نوازندگي او را به شاگرد منتقل كند.
به اعتقاد گنجهاي، مشكاتيان گام به گام با موسيقي امروز ايران همراه و همقدم بود و به دليل بدعتگذارياش در موسيقي كلاسيك، جوانان به او گرايش و اشتياق خاصي داشتند. احساسات مشكاتيان هنگام نواختن سنتور كنترل نشده و ناب بود و آثار بداهه بسياري داشت كه بعدها مكتوبشان كرد.
گنجهاي اظهار كرد: مشكاتيان در «چهار مضراب» و «ضربي» نيز مكتوبات ارزشمندي دارد. او همچنين بداههنواز بسيار عالي و نغمه پرداز بسيار خوبي بود و شعر را خوب ميشناخت و با عروض و قافيه و روح موسيقي معنوي آشنا بود.
وي درباره اهميت آثار مشكاتيان گفت: آثار مشكاتيان از چند جهت حايز اهميت هستند. او در تمام مقولات از جمله پژوهش در حوزه موسيقي تبحر داشت؛ ولي مسئلهاي كه از هرچيز ديگر مهمتر است اين است كه يك نوازنده بر روي سن چه ميكند. بهقول آقاي پيرنياكان مرحوم مشكاتيان در نواختن سنتور اعجوبه بود.
اين عضو خانه موسيقي ادامه داد: من يكي از دلايل ذكاوت آن مرحوم را در اقليمي ميدانم كه در آن پرورش يافته. موسيقي خراسان شمالي و جنوبي به طور قطع بر او تاثيرگذار بوده، همچنين خانواده فرهيختهاي كه داشته به پيشرفت سريع او بسيار كمك كرده است.
گنجهاي در انتها گفت: مشكاتيان قلم بسيار خوبي هم داشت و بسيار كتاب ميخواند و معاشرينش هم اغلب از ادبا، فضلا و شعرا بودند.
پرویز مشکاتیان، موسیقیدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر موسیقی، ديروز دوشنبه 30 شهريور در سن ۵۴ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت. مشکاتیان، کتابهای فراوانی در زمینه سنتور و موسیقی ایرانی تالیف کرده که از میان آنها میتوان به آثاری چون: «بیداد: دونوازی سنتور»، «پیروزی: چهارگاه»، «گلآوا: قطعاتی برای سنتور» و «۲۰ قطعه برای سنتور» اشاره کرد.
داود گنجهاي نوازنده و آهنگساز، از دوستان نزديك پرويز مشكلاتيان، از بدو تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تدریس و تحقیق در این مرکز مشغول بوده است. وي از اکثر استادان نامآشنا و برجسته در رشتههای مختلف هارمونی –سلفژ-ردیف نوازی –ردیف آوازی بهره برده است. گنجهاي همه فعالیت خود را در زمینه تدریس متمرکز کرده است و علاوه بر کارهای هنری در تولید آثار موسیقايی، مديريت مراكز مختلفي چون مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را بر عهده داشته است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 19:46  توسط
|
استاد پرویز مشکاتیان در تاریخ ۳۰ شهریور سال ۱۳۸۸ در منزلش در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. مراسم وی با حضور پرشکوه مخالفان دولت و طرفداران موج سبز برگزار شد. در مراسم ایشان نماینده وزیر ارشاد نیز سخنرانی کرد که با مخالفت مخالفان روبرو شد؛ در طی سخنرانی وی مخالفان دولت سوت و کف میزدند تا مانع سخنرانی نماینده وزیر ارشاد شوند.
همچنین مراسم تشییع پیکر پرویز مشکاتیان در زادگاهش نیشابور از مقابل اداره فرهنگ و ارشاد نیشابور و با حضور جمعیتی بالغ بر ۱۰ هزار نفر برگزار گردید . در این مراسم هنرمندانی همچون حسین علیزاده، محمدرضا درویشی، خانواده استاد بزرگ آواز ایران جناب شجریان، کیوان ساکت و اهالی عرصه موسیقی و همچنین اعضای شورای شهر و شهردار و مسئولان شهر نیشابور حضور داشتند گروهی از دانشجویان به نشانه عزا تعدادی از سازهای خود را کفنپوش کرده بودند، همچنین گروه موزیک شهر نیشابور در طول مراسم تشییع مارش عزا اجرا میکرد.[۳] پیکر پرویز مشکاتیان پس از مراسم تشییع و خواندن نماز در مسجد جامع نیشابور، در محوطه بیرونی باغ عطار و در جوار مقبره عطار نیشابوری به خاک سپرده شد. در طول برگزاری این مراسم کسبه نیشابور به صورت خودجوش بازار را تعطیل کردند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 19:37  توسط
|
مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد[نیازمند منبع] ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود. وی در همهٔ این آثار، به عنوان آهنگساز و نوازندهٔ سنتور (در سِرّ عشق به عنوان نوازندهٔ سهتار) همکاری داشت.[۱]
وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ از او طلاق گرفت. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.
پس از قطع همکاری با محمدرضا شجریان، وی با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرد. او همچنین در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین) در کشور انگلستان شرکت کرد و مقام نخست را بدست آورد.
مشکاتیان از سال ۱۳۷۶ اجراهای صحنه ای و انتشار آلبوم را متوقف کرد وتا تابستان سال ۸۴ کنسرتی در کشور اجرا نکرد.[۲]
او در سالهای اخیر کارهای کمتری بیرون داد و خود سرپرست یک گروه موسیقی مشهور بوده که بنا به گفتهٔ اعضای گروه به سبب کم کاری وی آن گروه از هم پاشید (در سال ۱۳۸۴). یکی از واپسین کارهای وی یک نوار تکنوازی بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت.
مشکاتیان، کتابهای فراوانی در زمینهٔ سنتور و موسیقی ایرانی تألیف کردهاست. از این کتابها میتوان به اثرهای رزم مشترک، شعر بی واژه، لاله بهار، بیداد و بیست قطعه برای سنتور اشاره نمود.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 19:36  توسط
|
پرویز مشکاتیان کار هنری خود را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سهتار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.
مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار میشد، به همراه پشنگ کامکار مشترکاً جایگاه نخست را به دست آورد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 19:36  توسط
|